الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
103
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
است . از جمله گفتار امير المؤمنين على ( ع ) در اين مورد مطالبى است كه در ذيل مىآوريم : پروردگارا ! من براى انتقام از قريش از تو يارى مىجويم كه آنان بر من ستم كردند و مرا از حق خودم بازداشتند و منزلت مرا كوچك ساختند - كه اين موضوع را آشكار و ضمن خطبهاى بيان كرده است . « 1 » پروردگارا ! تو خود قريش را از سوى من مكافات كن مكافاتهايى ! كه به تحقيق بر من ستم كردند و مرا از حق خود محروم ساختند و منزلت مرا كاستند و ميراثم را بازداشتند و نپرداختند . « 2 » و اين گفتار آن حضرت كه در مورد ديگرى فرموده است ، از هنگامى كه رسول خدا ( ص ) رحلت كرد من همواره مظلوم بودهام . و اين گفتار كه خدايا ! خود سزاى عمر را بده كه بر همه ستم كرد . و اين گفتار كه سوگند به آن كس كه دانه را مىشكافد و روح را مىپروراند پيامبر ( ص ) با من عهد كرد و گفت : به زودى امت با تو غدر و مكر خواهد كرد . و در مورد ديگرى چنين فرموده است : و چون خداوند پيامبرش را به سوى خويش بازگرفت هيچ كس را به خلافت سزاوارتر از ما نمىديد ، ولى ديگران با زور بر آن دست يافتند و حق ما را در ربودند . و اين گفتار آن حضرت كه فرموده است : چون پيامبر ما رحلت كرد ، أبو بكر قلادهء خلافت را به گردن انداخت و به خدا سوگند ! مىدانست كه من به خلافت سزاوارترم همچون اين پيراهنم . و با دست خود پيراهن خويش را گرفت . و اين سخنان او در خطبهء مشهورى كه ايراد فرموده است : « هان ! به خدا سوگند كه أبو بكر جامهء خلافت را در پوشيد و او مىدانست كه منزلت من براى خلافت همچون استوانهء آسيا سنگ است [ سنگ آسيا برگرد آن به گردش مىآيد ] سيل از ستيغ من فرو مىريزد و مرغ نمىتواند به فراز آن پرواز كند . من دامن از خلافت در پيچيدم و پهلو از آن كنار كشيدم . نيك انديشه كردم كه آيا با
--> ( 1 ) رجوع كنيد به ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ؛ ج 11 ، ص 109 ، خطبهء 211 و مصادر نهج البلاغة و اسانيده ؛ ج 3 ، ص 131 و ج 1 ، ص 390 . م ( 2 ) در البيان و التبيين جاحظ ؛ ج 2 ، ص 52 ، آمده است . م